چشم‌های ِ خيس

چرا اين‌قدر دوری؟
چرا دست‌ام به تو نمی‌رسد؟
چرا؟
چرا تو گريه می‌کنی؟
چرا من گريه می‌کنم؟
چرا وقتی باران می‌بارد خورشيد می‌گيرد؟
چرا؟

عاشق اولدوم، يک کلیپ ِ قديمی از آينه که هنوز چشم‌های ِ من رو خيس می‌کنه:

وطن‌ام درياست، آن‌جا که مادرم گم شد ... يونس کم حرف می‌زند، و چشم‌هايش رنگ ِ آب‌ها شده ... همه واطان را دوست دارند ... چرا معطلی؟ گيتار بزن دختر، گيتار بزن

شاگرد ِ فرانسه‌زبان ِ چهارساله‌ام

/ 4 نظر / 16 بازدید
پانته آ

بنواز...؛ براي رقص، آهنگ چشمهايي را مي خواهم،كه گريه آموخته اند...

خاکسترينه

ار بلاگ شما خوشم اومد و بهش لينک دادم؛ حيفه که زياد به فکر معرفی بلاگت نباشی.............دهانِ دختر زيبا تهي زِ دندان است ... که هر شکسته دندان بهاي يک نان است ... هيچ کس فکر نکرد که در آباديِ ويران شده ديگر نان نيست و همه مردم شهر بانگ برداشتند که چرا سيمان نيست ؟! و کسي فکر نکرد که چرا ايمان نيست ! و زماني شده است که به غير از انسان هيچ چيز ارزان نيست ...

amir

چهار روزه می خوام برات کامنت بذارم نميشه ! آخه کامنتای قبليم رو نگاه کردم ديدم چه قدر اراجيف گفتم تصميم گرفتم اين دفعه يه چيز خوب برات بنويسم . ولی هر دفعه که يه چيزی اومد تو ذهنم يه اتفاقی افتاد که ننوشتمش :‌انترنت قطع شد - برق رفت !! - صفحه کامنت ها بالا نيومد آخرشم حسش رفت ! خلاصه اينکه فکر نکن يادم نبود يا نوشته هات رو نخوندم (‌بگو اصلا من يادم نبود تو هم هستی ! ) راستی طرح جديدت خيلی قشنگه . قشنگتر از قبليه نيست ولی چون تنوعيه خيلی به دل آدم می شينه .

amir

آخرشم يادم رفت - نه چندان بی ربط :‌Near , far , where ever you are , I believe that the heart does go on ... ( celine dion )