بگو چگونه بگويم

خسته‌ام، اما نمی‌شه بخوابم. فعلا فقط حوصله دارم که اين شعر از يغما گل‌رويی رو که الآن يادش افتادم بنويسم... خيلی خسته‌ام.

بگو چگونه بگويم: دوستت می‌دارم!
وقتی كه مردان ِ گُرگرفته در بستر
اين جمله را به روسپيان ِ كهن‌سال می‌گويند؟
وقتی كه اين كلام
پيش از طلوع ِ آدينه به زمزمه تكرار می‌شود
در گرداب ِ خوی‌كرده‌ی ِ بوسه و خواهش؟

چگونه بگويم دوستت می‌دارم،
وقتی كه كج‌كلاه رو به مرداب ِ كبود ِ سايه‌ها
با دستانی گشوده بانگ برمی‌دارد:
دوستتان می‌دارم!
و تندباد ِ سياه ِ هلهله
آسمان را به عفن می‌كشاند!
وقتی كه اين آيه‌ی قدسی ورد ِ زبان آدميانی‌ست
كه با قلبی ميان ِ دو پا و دشنه‌ای در كف
كنج ِ دنج ِ كوچه‌های قهركنان را می‌كاوند؟

تنها يكی نگاه...
تا اين كلامْ ابدی شود ميان ِ ما دو تن
و بشنويمش
بی كه سخنی بر لب رانده باشيم!

(من وارث تمام برده‌گان جهانم، اين‌جا ايران است و من تو را دوست می‌دارم) اين‌ها هذيون نيست‌ها! اسم کتابه.

/ 6 نظر / 9 بازدید
ُسارا

....وقتی سرت به ماه مي رسد...چرا بيهوده خم می شوی ...برای گفتن !؟

pani

اين‌جا ايران است و کسی،کسی را دوست دارد...

pani

<در گرداب ِ خوی‌كرده‌ی ِ بوسه و خواهش؟ > چه جمله ی محشری نه؟

amir

چقدر اين يغما گلرويی نابغست !

amir

چند روز پيش مسيح سرگردان رو به چند تا از دوستام دادم بخونن . همشون کفشون بريده بود . کلی دعات کردن! ( یکی نیست بگه یغمی گلرویی اینو نوشته چرا تو رو دعا می کنن ! )‌الانم اين پايين آدرسش رو نوشتم . هرکی بخونه پشيمون نميشه

pariman

بگو.فرياد بزن وکسی را بخوان که کلامت بی شک از آن اوست.بخوان و پروا مکن .