ما ايستاده‌ايم

بخنديد!
عمری‌ست که شکيبا بوده‌ايم،
خوبی‌های ِ جهان، همه را به انتظار ايستاده‌ايم.
گذر کنيد و
پوزخند به رخ آريد و
ديوانه‌مان خوانيد...

بخنديد!
ما اين‌جا ايستاده،
شما دنيا می‌کاويد؛
ما اين‌جا ايستاده،
شما دل‌بر می‌يابيد.
رد می‌شويد و
نگاهی می‌کنيد و
يکی پوزخند ِ چندباره...

بخنديد!
حرفی‌تان برای ِ گفتن نيست.
پس سوزان از ترديد،
آتش ِ طعنه بارمان سازيد.
ما اين‌جا ايستاده‌،
به هم هديه‌ی ِ لبخند می‌دهيم.
نگاه می‌کنيم و
عشق می‌ورزيم و
عشق می‌سازيم...

ما ايستاده‌ايم!

/ 4 نظر / 3 بازدید
pani

احتیاط کن بی چون و چرا "ما ايستاده ايم" ات را گم نكني...

pariman

کاش نزديکتر بودند ومهربانتر کاش.

amir

آنها دلبر ميابند ... شما عشق می ورزيد ! فرق اينها با هم چيه ؟‌

amir

يادم رفت بگم چقدر قشنگ بود . نوه عموت نوشته ديگه ... نه ؟‌!