اين ترانه برایِ تو

● یکشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸۳

انتظار

نيستی؛
ديگر ميدان ِ مغناطيسی‌ات بی‌قرارم نمی‌کند.
شعاع‌های ِ نورت اما،
هنوز هم پيداست؛
هرچند فاصله زياد است...

می‌دانی دخترک؟
بيزارم از انتظار.
اما انتظار ِ تو
چيز ِ ديگری‌ست.

اگر بيايی
من چشم‌به‌راه ِ چه کسی بمانم؟
(کنسرت در جهنم، رسول يونان)

نکته‌ی بی‌ربط اما مهم: نوشته‌های اين وب‌لاگ، لزوماً شرح حال فعلی شخص من نيست.

پیام‌ها ‌ ● نوشته‌شده در ساعت ِ ۱:٠۸ ‎ق.ظ توسط ِ ايمان





Fight Spam! Click Here!

  RSS 2.0  



بایگانی:

۸۲/۲ ۸۲/۳ ۸۲/۴ ۸۲/۵ ۸۲/۶ ۸۲/۷

۸۲/۹ ۸۲/۱۰ ۸۲/۱۱ ۸۲/۱۲
۸۳/۱

۸۳/۴ ۸۳/۵ ۸۳/۶ ۸۳/۷ ۸۳/۸ ۸۳/۹

۸۳/۱۰ ۸۳/۱۱ ۸۳/۱۲
۸۴/۱ ۸۴/۲ ۸۴/۳ ۸۴/۴ ۸۴/۵ ۸۴/۶ ۸۴/۷ ۸۴/۸ ۸۴/۹ ۸۴/۱۰ ۸۴/۱۱ ۸۴/۱۲
۸۵/۱ ۸۵/۲ ۸۵/۳ ۸۵/۴