اين ترانه برایِ تو

● دوشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸۳

پارانوئيک

دانه‌دانه می‌خندند و دود می‌شوند در هوا اين آدم‌ها. سعی می‌کنم بدم نيايد ازشان. راحت نيست. وقت خنده انگار صدايی خارج از اين دنيا ـــ از دوزخ شايد ـــ از انتهای حلقوم‌شان به گوش می‌رسد، و قيافه‌های‌شان به نظر مثل هيولا می‌ماند. شايد هم نه ـــ مطمئن نيستم آخر. نکند دچار پارانويا شده‌ام! اما اين را می‌دانم که خنده‌های‌شان با خنده‌های تو فرق می‌کند... خيلی فرق می‌کند.

پیام‌ها ‌ ● نوشته‌شده در ساعت ِ ٩:۳۱ ‎ق.ظ توسط ِ ايمان





Fight Spam! Click Here!

  RSS 2.0  



بایگانی:

۸۲/۲ ۸۲/۳ ۸۲/۴ ۸۲/۵ ۸۲/۶ ۸۲/۷

۸۲/۹ ۸۲/۱۰ ۸۲/۱۱ ۸۲/۱۲
۸۳/۱

۸۳/۴ ۸۳/۵ ۸۳/۶ ۸۳/۷ ۸۳/۸ ۸۳/۹

۸۳/۱۰ ۸۳/۱۱ ۸۳/۱۲
۸۴/۱ ۸۴/۲ ۸۴/۳ ۸۴/۴ ۸۴/۵ ۸۴/۶ ۸۴/۷ ۸۴/۸ ۸۴/۹ ۸۴/۱۰ ۸۴/۱۱ ۸۴/۱۲
۸۵/۱ ۸۵/۲ ۸۵/۳ ۸۵/۴