اين ترانه برایِ تو

● دوشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸۳

تاريخ ِ مصرف

حواس‌ات به تاريخ ِ مصرف‌ات باشد.
وقتی تمام شد،
می‌گذارندت پشت ِ در؛
درست مثل ِ زباله.

پیام‌ها ‌ ● نوشته‌شده در ساعت ِ ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ توسط ِ ايمان



● یکشنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸۳

صدا

- تو منو صدا کردی يا جيرجيرک آواز می‌خوند؟
- جيرجيرک آواز می‌خوند.
(ستاره، حسين پناهی)

صدای ِ تو که هيچی، جيرجيرک هم به کنار، می اين‌جا صدای ِ خودم رو هم نمی‌شنوم. اصلاً مگه تو شهر ِ ما کسی هم کسی رو «صدا» می‌کنه؟!

پیام‌ها ‌ ● نوشته‌شده در ساعت ِ ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ توسط ِ ايمان



● جمعه ٢٤ مهر ،۱۳۸۳

گناه

تقويم می‌گه فردا سال‌روز ِ تولد ِ منه. البته دروغ نمی‌گه. اما چيزی که تقويم هيچ‌وقت نشون نمی‌ده، سال‌روز ِ مرگمه. ما خودمون هم نمی‌دونیم دقيقاً از کِی مُرديم. از روزی که اولين دروغ رو گفتيم؟ يا روزی که اولين آدم رو از خودمون رنجونديم؟ شايد هم روزی که بايد يه بچه رو در آغوش می‌گرفتيم و می‌بوسيديم، اما بی هيچ دليل ِ خاصی اين کار رو نکرديم. ما گناه‌کاريم و هرچی که سرمون بياد حق‌مونه. الکی ناله می‌کنيم، هيچ اعتراضی وارد نيست.

پیام‌ها ‌ ● نوشته‌شده در ساعت ِ ٦:۳٥ ‎ق.ظ توسط ِ ايمان



● جمعه ٢٤ مهر ،۱۳۸۳

يک مشکل ِ خيلی کوچولو

همه‌چيز عالی‌ست،
خوب ِ خوب ِ خوب.
فقط يک مشکل ِ کوچک:
من «سلام» و «خداحافظ» را با هم اشتباه می‌کنم.
وقتی من سلام می‌کنم،
همه می‌خواهند خداحافظی کنند.
من تازه می‌خواهم حال‌شان را بپرسم،
اما آن‌ها رفته‌اند...

هميشه همين‌طور بوده؛
شما نمی‌دانيد مشکل از کجاست؟

پیام‌ها ‌ ● نوشته‌شده در ساعت ِ ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ توسط ِ ايمان



● یکشنبه ۱٩ مهر ،۱۳۸۳

بگو چگونه بگويم

خسته‌ام، اما نمی‌شه بخوابم. فعلا فقط حوصله دارم که اين شعر از يغما گل‌رويی رو که الآن يادش افتادم بنويسم... خيلی خسته‌ام.

بگو چگونه بگويم: دوستت می‌دارم!
وقتی كه مردان ِ گُرگرفته در بستر
اين جمله را به روسپيان ِ كهن‌سال می‌گويند؟
وقتی كه اين كلام
پيش از طلوع ِ آدينه به زمزمه تكرار می‌شود
در گرداب ِ خوی‌كرده‌ی ِ بوسه و خواهش؟

چگونه بگويم دوستت می‌دارم،
وقتی كه كج‌كلاه رو به مرداب ِ كبود ِ سايه‌ها
با دستانی گشوده بانگ برمی‌دارد:
دوستتان می‌دارم!
و تندباد ِ سياه ِ هلهله
آسمان را به عفن می‌كشاند!
وقتی كه اين آيه‌ی قدسی ورد ِ زبان آدميانی‌ست
كه با قلبی ميان ِ دو پا و دشنه‌ای در كف
كنج ِ دنج ِ كوچه‌های قهركنان را می‌كاوند؟

تنها يكی نگاه...
تا اين كلامْ ابدی شود ميان ِ ما دو تن
و بشنويمش
بی كه سخنی بر لب رانده باشيم!

(من وارث تمام برده‌گان جهانم، اين‌جا ايران است و من تو را دوست می‌دارم) اين‌ها هذيون نيست‌ها! اسم کتابه.

پیام‌ها ‌ ● نوشته‌شده در ساعت ِ ٤:٢٥ ‎ق.ظ توسط ِ ايمان



● جمعه ۱٧ مهر ،۱۳۸۳

تو که ما را فراموش نمی‌کنی

هی ما تو را فراموش می‌کنيم و
هی تو ما را شرمنده می‌کنی.
به تمام ِ درستی‌ات قسم
غلط کرديم.

پیام‌ها ‌ ● نوشته‌شده در ساعت ِ ٥:٥٢ ‎ب.ظ توسط ِ ايمان



● چهارشنبه ۱٥ مهر ،۱۳۸۳

خنده را فقط

فرمان‌ده تويی.
آن‌سو که با سرانگشتان ِ روشن‌ات نشان می‌دهی،
راه ِ بهشت همان است؛
از ميان دوزخ اگر بگذرد حتا.
بگو برو،
می‌رويم و،
بگو بايست،
می‌ايستيم.
خنده را فقط از لبان‌ات برنگير ـــ
خنده را فقط...

پیام‌ها ‌ ● نوشته‌شده در ساعت ِ ٩:۱٢ ‎ب.ظ توسط ِ ايمان



● دوشنبه ۱۳ مهر ،۱۳۸۳

پارانوئيک

دانه‌دانه می‌خندند و دود می‌شوند در هوا اين آدم‌ها. سعی می‌کنم بدم نيايد ازشان. راحت نيست. وقت خنده انگار صدايی خارج از اين دنيا ـــ از دوزخ شايد ـــ از انتهای حلقوم‌شان به گوش می‌رسد، و قيافه‌های‌شان به نظر مثل هيولا می‌ماند. شايد هم نه ـــ مطمئن نيستم آخر. نکند دچار پارانويا شده‌ام! اما اين را می‌دانم که خنده‌های‌شان با خنده‌های تو فرق می‌کند... خيلی فرق می‌کند.

پیام‌ها ‌ ● نوشته‌شده در ساعت ِ ٩:۳۱ ‎ق.ظ توسط ِ ايمان



● جمعه ۱٠ مهر ،۱۳۸۳

لبخند بزن

حالا نوبت ِ توست
که بروی قايم شوی،
پشت ِ همان درخت ِ هميشگی.
اين بار اما
من‌ام که تو را پيدا می‌کنم،
بعد از بيست شماره‌ی ِ طاقت‌فرسا.
ولی
ـــ تو را به سادگی‌ات قسم ـــ
بيا اين يک بازی‌مان بی«سرشکستنک» باشد؛
بيا بی‌گريه پيدا شويم.

پیام‌ها ‌ ● نوشته‌شده در ساعت ِ ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ توسط ِ ايمان



● جمعه ۳ مهر ،۱۳۸۳

دنيای مهربان

پشت ِ اين نقاب ِ خنده‌رو و کم‌توجه
هيچ صورت ِ غمگين و عجيبی نيست؛
پنهان نکرده‌ام چيزی را.

◊ اين رو ۳۰ فروردين ِ ۱۳۸۳ نوشته بودم. حالا تقديم‌اش می‌کنم به به‌ترين و مهربون‌ترين دوست‌ام تو اين دنيا... من چه‌قدر خوش‌بخت‌ام که همچين دوست‌هايی دارم، و چه‌قدر احمق‌ام که قدرشون رو نمی‌دونم.

وقتی تو مهربان باشی
دنيای ِ مهربانی داريم
(حميد مصدق)

پیام‌ها ‌ ● نوشته‌شده در ساعت ِ ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ توسط ِ ايمان





Fight Spam! Click Here!

  RSS 2.0  



بایگانی:

۸۲/۲ ۸۲/۳ ۸۲/۴ ۸۲/۵ ۸۲/۶ ۸۲/۷

۸۲/۹ ۸۲/۱۰ ۸۲/۱۱ ۸۲/۱۲
۸۳/۱

۸۳/۴ ۸۳/۵ ۸۳/۶ ۸۳/۷ ۸۳/۸ ۸۳/۹

۸۳/۱۰ ۸۳/۱۱ ۸۳/۱۲
۸۴/۱ ۸۴/۲ ۸۴/۳ ۸۴/۴ ۸۴/۵ ۸۴/۶ ۸۴/۷ ۸۴/۸ ۸۴/۹ ۸۴/۱۰ ۸۴/۱۱ ۸۴/۱۲
۸۵/۱ ۸۵/۲ ۸۵/۳ ۸۵/۴